تبلیغات
*****صدای بــاران***** - غمخوار من !

*****صدای بــاران*****

تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی؟؟

غمخوار من !

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی!

بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی!

بین جماعتی که مرا سنگ می زنند!

می بینمت ، برای تماشا ی (تنها) خوش آمدی!

راه نجات از شب گیسوی دوست نیست!

ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی...

پایان ماجرای دل و عشق روشن است!

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی!

با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

منت گذاشتی به سر (تنها) خوش آمدی!

ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر!

دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی.....


[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ امید قنبرلو ] [ نظرات() ]