تبلیغات
*****صدای بــاران***** - چه دردیست

*****صدای بــاران*****

تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی؟؟

چه دردیست

چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای تنها نشستن

 

برای دیگران چون کوه بودن

ولی در چشم خود آرام شکستن

 

برای هر لبی شعری سرودن

ولی لبهای خود همواره بستن


چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای تنها نشستن

به رسم دوستی دستی فشردن

ولی با هر سخن قلبی شکستن


به نزد عاشقان چون سنگ خاموش

ولی در بطن خود غوغا نشستن

 

به غربت دوستان بر خاک سپردن

ولی در دل امید به خانه بستن


به من هر دم نوای دل زند بانگ

چه خوش باشد از این غمخانه رستن

 

چه دردیست در میان جمع بودن

ولی در گوشه ای تنها نشستن



[ شنبه 23 شهریور 1392 ] [ 09:41 ق.ظ ] [ امید قنبرلو ] [ نظرات() ]