تبلیغات
*****صدای بــاران***** - گآهی...اوقآت

*****صدای بــاران*****

تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی؟؟

گآهی...اوقآت

گآهی...اوقآت

همه چیز دست به دست هم میدن

تآ تو رو غرق در خاطراتت کنن...

کمی هوای پائیزی...

یه وجب پیاده رو...

دو کلمه حرف...

بوی یه عطر خاص...

یه دست نوشته قدیمی...

یه عکس...

همه و همه کافیه برای اینکه...

تو چند ساعت وسط اتاقت دراز بکشی

با یه آه بلند

خیره بشی به سقف و...

غرق تو روزایی که گذشتن دیگه نیستن...

لعنت به این خاطرات....لعنت....



[ جمعه 26 مهر 1392 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ امید قنبرلو ] [ نظرات() ]