تبلیغات
*****صدای بــاران***** - خســــــــــــــته ام

*****صدای بــاران*****

تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی؟؟

خســــــــــــــته ام

it2sn3bvpigk62qz71nq.jpg

هیچکس مجبور نیست انسان بزرگی باشد تنها آدم بودن کافیست
هنگامی که کسی آگاهانه  تو را  نمی فهمد خودت را برای توجیه خسته نکن
مردم شهری که همه در آن می لنگند ،به کسی که راست راه می رود می خندند
به تعظیم مردم زمانه اعتماد نکنید  تعظیم آنان مانند خم شدن دو سر کمان است که هر چه بهم نزدیکتر شوند تیرش کشنده تر است
لاک پشت   صدها  بار توبه می کرد اگر می دانست،بیرون آمدن از لاکُش آرزوی مشترکی است بین او و عقاب بالای سرش
مرا که آزردی پس آرام ترسکوت می کنم شاید صدای بی تفاوتی هایم آزارت دهد
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد ، تا اینکه دروغی آرامم  کند
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند
کاش قلبها  در  چهره بود آنگاه کسی شیفته ی لبخندی دروغین نمیشد
یک حقیقت  را می شود دوست  نداشت ولی نمی توان منکرآن  شد



[ جمعه 26 مهر 1392 ] [ 01:32 ب.ظ ] [ امید قنبرلو ] [ نظرات() ]