تبلیغات
*****صدای بــاران***** - ورق میزنم

*****صدای بــاران*****

تو اگر میدانستی خنجر از دست رفیقان خوردن چه سخت است ازمن نمیپرسیدی که چرا تنهایی؟؟

ورق میزنم

دفتر خاطراتموهر شب ورق میزنم

اسم تو تو هر صفحه اشه میخونم و میشکنم

خال کوبی کردم اسمتو روی تمام بدنم

تا باورت شه اونی که هر لحظه یادته منم....

هرکی میپرسه حالمو میگم همه چیز عالیه

هیشکی نمیدونه چقدر جای تو اینجا خالیه

حالا میفهمم خالی یعنی چه حس و حالی

خالی یعنی بی تو بی تو یعنی خالی

فکر میکنم نبودنت عادی میشه فردا برام

فردا میاد باز میبینم هیچی به جز تو نمیخوام

با هیشکی حرف نمیزنم هیچ جکی خنده دارنیست

بعد هر زمستونی معلومه که بهار نیست


[ دوشنبه 6 آبان 1392 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ امید قنبرلو ] [ نظرات() ]